شاهدان شهید ... بچه های آسمان

خرید بک لینک
دست نوشته شهید احمدرضا احدی ساعتی پیش از شهادتچه کسی می داند فرود يک خمپاره قلب چند نفر را می درد؟ چه کسی می داند جنگ يعنی سوختن، يعنی آتش، يعنی گريز به هر جا، به هر جا که اينجا نباشد، يعنی اضطراب که کود شاهدان شهید ... بچه های آسمان ...

ما را در سایت شاهدان شهید ... بچه های آسمان دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 36 تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 21:35

خاطره ای از شهید حاج رضا شکری پور... قبل از شروع عملیات جزیره مجنون در خرداد 65، حاج رضا شکری پور که تازه از مرخصی برگشته بود پیش ما آمد. هنوز زخمی بود و شکمش به واسطه جراحت شدید 27-28 تا بخیه خورده بود و با اون مجروحیت شدید باز اومده بود منطقه.من به همراه شهید سید حسین فدایی فروتن مشغول درست کردن خورشیدی بودیم که حاج رضا به سمت ما اومد و رو کرد به سید حسین و گفت: آقا سید یه چند روزی رو بیا پیش ما. آقا سید با اون نگاه معصومانه رو سوی من کرد و انگشت خودش رو بالا آورد و به من گفت: اجازه هست؟ با تمام علاقه ای که به سید حسین داشتم و دلم نمیخواست که از من دوره بشه اما گفتم باشه برو.سید حسین که شال سبزش رو به کمرش بسته بود با اون نگاه معصوم و لبخند همیشگی همراه حاج رضا عازم شد و رفت.روز عملیات به واسطه مجروحیت حاج رضا، عمو اکبر (اکبر امیرپور فرمانده اطلاعات و عملیات لشکر 32 انصار الحسین (علیه السلام)) که فرماندهی محور رو به عهده داشت اجازه حضور حاج رضا رو تو خط نداد و همراه حاج رضا، عمو مفرد و چندتا از بچه ها در سنگر فرماندهی محور کار فرماندهی خط رو به عهده گرفته بود و از قبل یکی دیگه از بچه ها رو به جای حاج رضا به فرماندهی گردان منصوب کرده بود.به نقل از عمو اکبر، اون روز خط خیلی شلوغ بود و آتش دشمن بی نهایت سنگین و مدام بچه ها در حال تک و پاتک بودن. من هر بار که با بیسیم با خط مق شاهدان شهید ... بچه های آسمان ...

ما را در سایت شاهدان شهید ... بچه های آسمان دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 23 تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 21:35

صفحه بندی